سرسختی بیشتر به استقامت مربوط می شود تا شدت. هزاران کسب و کار که ابتدا نوید بخش به نظر می رسند، در پایان بد از کار در می آیند. هزاران طرح کسب و کار خوش بینانه در نهایت سر از سطل زباله در می آورند.

از این شاخه به آن شاخه پریدن، از یک مجموعه مهارت به مجموعه کاملاً متفاوت دیگر روی آوردن، کاری نیست که افراد سرسخت انجام می دهند. سرسختی فقط این نیست که خیلی تلاش کنی. بلکه تلاش زیاد فقط بخشی از آن است. هیچ مسیر میانبری برای موفقیت وجود ندارد. این که یک تخصص واقعی را توسعه بدهی و مسائل واقعا سخت را حل کنی، همه ی اینها زمان می برد- خیلی بیشتر از آن چیزی که مردم تصور می کنند و بعد باید آن مهارت ها را به کار ببری و کالا یا خدماتی تولید کنی که برای مردم ارزشمندند.

پرسش نامه سرسختی

سوالات

اصلا شبیه من نیست

خیلی شبیه من نیست

تا حدی شبیه من است

تقریبا شبیه من است

خیلی شبیه من است

1.ایده ها و پروژه های جدید گاهی حواسم را از کارهای قبلی ام پرت می کند

5

4

3

2

1

2.موانع باعث دلسردی ام نمی شوند، من به راحتی کنار نمی کشم.

1

2

3

4

5

3. من اغلب هدفی را انتخاب می کنم، اما بعدا هدف کاملا متفاوت دیگری را دنبال می کنم.

5

4

3

2

1

4. من انسان سخت کوشی هستم

1

2

3

4

5

5. برایم سخت است که تمرکزم را روی پروژه هایی حفظ کنم که فقط چند ماه زمان می برند

5

4

3

2

1

6. هر کاری را شروع کنم، تمام می کنم.

1

2

3

4

5

7. علائق من از این سال به آن سال تغییر می کنند.

5

4

3

2

1

8. من پشتکار دارم و هیچوقت تسلیم نمی شوم .

1

2

3

4

5

9.ممکن است فکر یا پروژه ای مدت کوتاهی مجذوبم کند، اما بعدا علاقه ام را از دست می دهم

5

4

3

2

1

10. برای پیروزی بر چالش واقعا مهم، بر موانع غلبه کرده ام.

1

2

3

4

5

 “سرسختی یعنی کار کردن روی چیزی که آن قدر به آن علاقه داری که مشتاقی به آن وفادار بمانی یعنی انجام دادن کاری که عاشقش هستی، اما نه فقط این که عاشق شوی، باید عاشق هم بمانی”

برای محاسبه مجموعه امتیاز سرسختی , تمام اعداد جوابها را جمع کرده وبرده تقسیم می کنیم . حداکثر امتیاز مقیاس 5  (واقعا سرسخت) وکمترین نمره 1 (به هیچ وجه سر سخت) است. برای محاسبه امتیاز اشتیاق نمرات سوالات فرد را جمع و تقسیم بر5 کنید و برای محاسبه امتیاز پشتکار، امتیاز سوالات زوج را جمع کنید . اگر امتیازتان در اشتیاق بالاتر باشد احتمالا نمره تان در پشتکارهم بالاتر است و بالعکس.

برای خیلی از افراد اشتیاق مترادف با شیفتگی یا وسواس است . افراد موفق اعلب از پایبندی به شکل متفاوتی  حرف می زنند . به جای شدت , آنچه بارهاو بارها در نظرات آنها دیده می شود مفهوم “پیوستگی در طول زمان” است .

“باید برای زندگیت فلسفه ای داشته باشی”

باید برای زندگی تان فلسفه ای داشته باشید که همه ی کارهایتان را هدایت کند. یک فلسفه مدوّن و شفاف به شما مرزها و خطوط راهنمایی می دهد که شما را در مسیر درست نگه می دارد . برای این منظور باید هدف نهایی یا دغدغه نهایی داشته باشیم و بقیه اهداف میانی و سطح  پایین را سلسله مراتبی از دغدغه نهایی مان در نظر بگیریم . اهداف سطح پایین در واقع مشخص ترین و واقعی ترین هدف هایمان هستند . این اهداف سطح پایین صرفاً ابزارهایی هستند برای رسیدن به پایان . هرچه هدف در سطوح بالاتری قرار بگیرد، بیشتر یک پایان است و نه ابزاری برای پایان . هدف بالایی دغدغه نهایی به صورت قطب نمایی است که به تمام هدف های زیرین جهت و مفهوم می دهد .

منظور از اشتیاق تنها این نیست ک چیزی را داشته باشد که به ان اهمیت می دهید . منظورم این است که به همان هدف نهایی به صورتی وفادارانه , پیوسته و الزام اور  اهمیت بدهید . نباید دمدمی مزاج باشید . بیشتر کارهایتان , اهمیتشان را از رسیدن شما به آن دغدغه نهایی فلسفه زندگی تان می گیرند .

“سرسختی یعنی پایبندی به یک هدف سطح بالا برای مدت بسیار طولانی”

ممکن است کمبود سرسختی از کمبود پیوستگی در ساختار اهداف ناشی شود . برخی اوقات دچار “خیال بافی مثبت” می شویم . یعنی بدون فکر کردن به اینکه چطور می توانیم به هدفی دست یابیم و موانع و ابزارهای سر راه را بشناسیم تصوّرات یک آینده مثبت را می پرورانیم . در این صورت شاید در کوتاه مدت احساس خوبی داشته باشیم ولی در بلند مدت با سرخوردگی زندگی خواهیم کرد .

حالت رایج تری که باعث می شود به کمبود سرسختی دچار شویم این است که مجموعه ای از هدف های میانی داشته باشیم اما آن هدف ها با یک هدف بالایی واحدی همخوانی نداشته باشند. و یا اینکه چند سلسله مراتب هدف های رقیب داشته باشیم که هیچ ارتباطی با هم ندارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *