مطالعه ژنتیکی نابغه­ ها

در سال 1921 لوئیس ترمن، استاد روان­شناسی دانشگاه استنفورد، بر آن شد که پژوهشی را درباره نابغه­ ها انجام دهد. در مدارس ابتدایی کالیفرنیا پس از چند مرحله آزمون هوش 14700 دانش­آموز را پیدا کرد که میانگین بهره هوشی آنان بالاتر از 140 بود و تا 200 هم می­ رسید. آن جوانان نابغه را “ترمیتی­ ها” نام گذاشتند و آنان موضوع پژوهشی شدند که به یکی از مشهورترین پژوهش­ های و روان­شناسی تاریخ تبدیل شد. ترومن یافته ­هایش را در کتاب­های قطوری با جلد قرمز “مطالعه ژنتیکی نابغه ­ها” ثبت کرد.

به عقیده ترومن، در افرادی با بهره هوشی بالاست که باید دنبال رهبرانی بگردیم که موجب پیشرفت علم، هنر، حکومت، تحصیلات و رفاه اجتماعی می­ شوند. وی سوژه ­هایش را تا مراحل بزرگسالی و فارغ­ التحصیلی و حتی اشتغالشان تحت نظر گرفت و از همه لحاظ آنها را کنترل و نتایج کنترلش را ثبت می­ کرد.

آزمون هوش ماتریس­های تصاعدی ریون

یکی از معروف­ترین آزمون­های هوش است و نیازمند مهارت زبانی یا مجموعه خاص دانش اکتسابی نیست. بلکه سنجش مهارت­های استدلال انتزاعی است. این آزمون شامل 48 پرسش و هر یک سخت­ تر از مورد قبلی است و بهره هوشی بر اساس پاسخ­های صحیح محاسبه می­شود. براساس این آزمون افرادی که بهره هوشی زیر 70 دارند، ناتوان ذهنی به حساب می­ آیند. نمره 100 متوسط است.

اما یک نکته وجود دارد. رابطه میان توفیق و بهره هوشی فقط تا یک نقطه کاربرد دارد. وقتی کسی بهره هوشی در حدود 120 دارد، داشتن نمره­ های اضافی بهره هوشی ظاهراً به معنای هیچ مزیت اندازه­ گیری شدنی در دنیای واقعی نیست. این به دفعات ثابت شده که فردی با بهره هوشی 170 احتمالاً بهتر از کسی فکر می کند که نمره او 70 است. این باور “لیام هادسون، روان­شناس بریتانیایی” است. و وقتی که مقایسه نزدیک­تر است، این موضوع صدق می ­کند. برای مثال، میان بهره ­های هوشی 100 و 130. اما وقتی که مقایسه میان دو نفر با بهره­ های هوشی نسبتاً بالا انجام می ­شود، ظاهراً این رابطه به هم می­ خورد. احتمال اینکه دانشمندی بزرگسال با بهره ­هوشی 130 جایزه نوبل را ببرد، به اندازه کسی است که نمره هوشی او 180 است. یعنی از یک نقطه خاص، بهره هوشی زیاد تأثیر چندانی ندارد.

 به عبارت دیگر هوش برای خود آستانه ­ای دارد.

بری شواترز، روان­شناس، به تازگی پیشنهاد کرده است که دانشگاه ­های برتر روند پیچیده آزمون ورودی خود را تغییر بدهند و فقط برای همه افراد بالاتر از آستانه، بخت آزمایی برگزار کنند.هوش

آزمون واگرایی

این آزمون، برخلاف آزمونی مثل ریون است (که از شما می ­خواهد فهرستی از احتمالات را برگزینید و روی پاسخ درست تمرکز کنید). این آزمون شما را ملزم می­کند که از تصورات خود استفاده و ذهنتان را در حد امکان در جهات مختلف هدایت کنید. در آزمون واگرایی به طور قطع یک پاسخ درست وجود ندارد. آنچه طراح آزمون به دنبال آن است تعداد منحصر به فرد بودن پاسخ­ های شما است. در واقع هدف سنجش هوش تحلیلی نیست بلکه هدف سنجش خلاقیت است.

سوژه­ های تحقیقات ترومن وقتی بزرگ شدند، برخی در دنیای کسب و کار رشد کردند، برخی در ادارات دولتی کار می­ کردند، دو نفرشان قاضی دادگاه عالی شدند و دو نفر عضو مجلس ایالتی کالیفرنیا. اما معدودی از آنان شخصیت­ های شناخته شده ملی بودند. ضمن اینکه هیچ جایزه نوبلی هم نصیب آنان نشده بود.

پیتریم سوروکین، جامعه ­شناس، بعدها ثابت کرد که گروه نابغه ­ها در کل باید نابغه باشند. آنچه که او بدان اعتقاد داشت این بود که در گروه نابغه­ ها زمینه خانوادگی افراد باید مشابه باشد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *