مدل ذهنی ما در برگیرنده باورهای ما در مورد شبکه های علّی و معلولی است که چگونگی عملکرد یک سیستم را در چارچوب مرزهای سیستم(کدام متغیرها داخل سیستم هستند و کدام متغیرها بیرون سیستم) و افق زمانی که مناسب تشخیص داده ایم توضیح می دهد و چاچوب مسائل را برایمان روشن می کند.

اکثر ما انسان ها پنهان بودن و نامحدودبودن مدل های ذهنی مان را از لحاظ مکانی و زمانی درک نمی کنیم.بلکه تنها درک ساده لوحانه ای از دنیا بر اساس حواسمان داریم. در حالیکه دنیای ما بصورت فعالانه توسط حواس و مغز ما شکل می گیرد. 

شکل زیر تصویر یک مثلث معروف را نمایش می دهد که روان شناسی به نام “گائتانو کانیزسا” جهت بیان ابعاد پنهان فکری انسانها(مدل های ذهنی) ارائه نمود. طیف وسیعی از مردم مثلث سفید روشنی را که روی سه دایره و مثلث دومی با گوشه های مشکی قرار گرفته است، می بینند.این یک خطای حسی بسیار قدرتمند است(سعی کنید به شکل نگاه کنید و مثلث سفید را نبینید).

مثلث کانیزسا-مدل ذهنی

تحقیقات نشان داده که ساختارهای عصبی که مسئول توانایی دیدن محیطهای مرئی غیرواقعی مانند مثلث سفید هستند، بین عصب بینایی و قسمتی از مغز که مسئول پردازش اطلاعات دیداری است، قرار گرفته اند. مدلسازی فعال پیش از آنکه اطلاعات حسی به قسمتی از مغز که مسئول تفکر هوشیار است برسد، به خوبی صورت می گیرد.

بقای ما کاملاً به توانایی ما در تفسیر سریع محیط پیرامونمان که مدتها پیش بصورت خودکار ساختارهایی را برای چنین مدلهایی استنتاج کرده ایم، بستگی دارد.معمولاً ما از وجود چنین مدل های ذهنی کاملاً بی خبریم. تنها وقتی ساختاری مانند مثلث کانیزسا چنین خطای حسی ای را آشکار می کند، از مدل های ذهنی خود باخبر می شویم.

مثلث کانیزسا لزوم مدل سازی ذهنی فعال و ناخودآگاه یا “ایجاد وقعیت” در مرحله ادراک دیداری را نشان می دهد.

منبع: کتاب “پویایی شناسی کسب و کار” نوشته جان د.استرمن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *